انتخاب درست نام، رمز موفقیت یک برند عالی

 

انتخاب درست نام، رمز موفقیت یک برند عالی:

نام مناسب، نردبانی است که محصول یا خدمات ا به درون ذهن انسان وارد می کند. در زمانی که بازار به شدت رقابتی شده و تعداد فروشندگان از تعداد خریداران به مراتب بیشتر است (حدود ۸ به ۱)، یکی از بهترین استراتژی های برندسازی ایجاد هویت بصری قوی است که رکن اصلی آن، انتخاب مناسب نام برند می باشد.

آنچه در انتخاب نام در گذشته موثر بوده، الزاما در آینده نمی تواند موثر باشد. مثل چرم بیژن یا دختر نماینده شرکت بنز در پاریس ( مرسدس) زیرا در گذشته که محصولات کمتری وجود داشت و حجم ارتباطات کمتر بود، نام به اندازه حالا اهمیت نداشته بود.

در زمان حال باید نامی که بتواند فرایند تمایزسازی و جایگاه سازی را شروع کند انتخاب کنید. نامی که انتخاب می کنید نامی است که به مشتریان مهمترین ویژگی و مزیت کالا یا خدمات را اعلام می کند.

مثل شامپوی هد اند شولدر ( شامپوی سر و شانه) یا نوشیدنی رژیمی Slender ( باریک اندام) یا ظروف چوبی غذایی Oldless (ضد پیری) و یا خمیر دندان Close up (نمای نزدیک).

نکته مهم این است که بیش از حد نباید آن اسم عام (جنریک ) شود. یعنی نباید آن نام بجای اینکه نام برند شود، نام عام برای انواع آن به حساب آید.

مانند شهر فرش، آقای فرش، فرش وزرا و …. و اینقدر تبلیغات فرش را زیاد کرده که در ذهن کمتر کسی نام فروشگاه ماندگار می ماند.

انتخاب نام ژنریک قوی و توصیفی، راه ورود رقبا به بازار هدف شما را کاملا محدود می کند. انتخاب یک نام خوب، بهترین بیمه برای تبدیل شدن به یک برند مناسب می باشد.

متاسفانه خیلی از تولید کنندگان و صاحبان کسب و کار برای نام گذاری روش نادرستی را انتخاب می کنند. آنها معمولا از مخفف کلمات برای برندینگ استفاده می کنند. چون مخفف کلمات چیز خاصی را در ذهن مشتری ایجاد نمی کنند، بنابراین مشتری نمی تواند آن را در ذهن تداعی کند . مردم لغوی هستند و همه چیز را کلمه کلمه می کنند در نتیجه در ذهن ماندگار نمی باشد.

زمانی می توانیم از نام های بی معنا استفاده کنیم که نخستین شرکتی هستیم که محصول یا خدماتی کاملا جدید را وارد بازار می کنیم و مطمئنا میلیون ها نفر طالب خواهید داشت و می توان از نامی بی مسما برای ورود به ذهن استفاده کرد. چون در ذهن خلاء وجود دارد و به راحتی در ذهن ماندگار می شود.مانند کوکاکولا، زیراکس ، کداک ، اسنپ.

نام، نخستین مرحله برخورد بین پیام و ذهن است. همیشه، مسئله خوبی یا بدی نام از نظر زیبایی شناسی مطرح نیست. اینکه تاثیرگذاری پیام را مشخص می کند، مناسب بودن آن است که این تاثیر را می گذارد.

چگونه جایگاه رقابتی خود را در بازار افزایش بدهیم؟

 

چگونه جایگاه رقابتی خود را در بازار افزایش بدهیم

در بعضی از صنایع، چنان رقابت تشدید می شود که با وجود تنوع بالا در محصولات یا ارائه خدمات (مانند پوشاک، خودرو و…)، خلاءیی در بازار مشاهده نمی شود و عملا راهی برای فروش یا ارائه خدمات و … وجود ندارد. ( اگر سری به یک فروشگاه بزرگ هایپر بزنید، میبینید که بیش از چند هزار نوع جنس وجود دارد ولی شما کمترین تعداد  نام و نوع محصول را به ذهن خود سپرده اید.)

 در این زمان، شیوه برندسازی باید در جهت تغییر جایگاه رقابت باشد. یعنی برای وارد کردن محصول یا خدمت به ذهن مشتری، باید ابتدا باور قبلی را که در ذهن مشتری وجود دارد را خارج کرد.

به عنوان مثال کریستف کلمب می گفت دنیا گرد است ولی کلیسا می گفت دنیا تخت است.

کریستف کلمب می گفت اگر دنیا تخت است چرا وقتی کشتی را در فاصله دور می بینیم ابتدا نوک دکل دیده می شود در صورتی که اگر زمین تخت باشد، باید کل کشتی یکجا دیده شود.

تمامی استدلال های ریاضی دنیا  طی پانزده قرن، نتوانست به اندازه یک مشاهده ساده، این مطلب را به آنان ثابت کند.

هرگاه یک باور قدمی باطل شود، جایگزینی یک باور تازه بسیار ساده تر می شود. زیرا مردم همیشه به دنبال طرح و فکر تازه می گردند تا فضای خالی را پر کنند.به  عنوان مثال اگر خاطرتان باشد بیش از دو دهه گذشته روغن های نباتی در بازار ایران رایج بود ولی به ناگاه تبلیغ شد که روغن نباتی برای بدن ضرر دارد و کلسترول بالایی دارد.چه چیزی جایگزین آن شد، معلوم است روغن مایع. در دوسال گذشته، شایع شد که روغن مایع دارای ماده ای بنام پالم است که برای بدن ضرر دارد. چه چیزی جایگزین آن شد، معلوم است روغن مایع بدون پالم. به راحتی شرکت گلرنگ با برندهای اویلا و فامیلا اقدام به تبلیغ روغن بدون پالم کردند و خیلی سریع بازار را تسخیر کردند.

یا در دنیا خودرو های برقی به سرعت جای خودروهای بنزینی را گرفت چرا؟ چون خودرو بدون بنزین بود.

 

قوانین تغییر جایگاه:

در رویکرد سنتی اغلب رقیب و جایگاه آن نادیده گرفته می شد و اگر نقاط ضعف برند رقیب را اعلان می کردید، یک نوع بی سلیقگی محسب می شد و مشتریان آن را جزو ضعف های شما تلقی می کردند.

 در خصوص جایگاه سازی و برند شدن، قوانین متفاوت می باشد. برای تثبیت یک جایگاه نه تنها باید از بسیاری از رقبا نام ببرید، بلکه باید نقاط ضعف آنان را هم علنی کنید. زیرا مشتری از قبل می داند که فایده استفاده از آن محصول چیست. زیرا باید برند خود را به برندهایی که از قبل در ذهن مشتری وجود داشتند، متصل کنید تا بعد مشتری بتواند به راحتی بین شما و برند رقیب تمایز ایجاد کند و از برند شما استفاده کند. زیرا برای مردم اخبار بد جذابتر از اخبار خوب است.

برای موفقیت  و برند شدن باید از قوانین مطابق جامعه استفاده کنید نه مطابق خودتان

جایگاه یابی چگونه ایجاد می شود؟

 

 

جایگاه یابی چگونه ایجاد می شود؟

در بیشتر بازارها، زمانی که یک محصول تبدیل به برند شد، رقبا سعی در کپی کردن اقدامات آن برند می کنند زیرا رهبران برند می توانند در یک حرکت رقابتی و یا برگزاری کمپین مناسب، جایگاه رهبری خود را حفظ کنند ولی دنباله رو ها در جایگاهی نیستند که بتوانند صرفا هر عملی که  پیشروها انجام می دهند، تکرار کنند. درست است که گاهی حرکات تکراری موثر واقع می شود ولی در صورتی که مشتریان قبلا به ذهن خود آن را به نام برند پیشرو نسپرده باشند.

بهترین زمان بر گرفتن بازار از دست رقبای پیشرو، زمانی است که شرایط بی ثبات باشد. یعنی قبل از آن که رهبر بازار، زمانی برای تثبیت رهبری خود داشته باشد، این کار را می توان با تلیغات گسترده و …. انجام داد. ولی سوال اصلی این است که با توجه به اینکه اگر قرار باشد برندهای بازار سهم زیادی از مشتریان را به خود اختصاص دهند، شرکت های پیرو برای به دست آوردن سهم بازار چه کنند؟

در این مقاله سعی داریم استراتژی هایی که می تواند به ایجاد تمایز منجر شود با شما مطرح کنیم

۱ – یا فتن فضاهای خالی:

برای یافتن فضاهای خالی باید بتوان در جهت عکس فکر کنید تا آنچه خلاف انتظار مشتریان است، دست یابید. به عنوان مثال زمانی که کاله ماست سون را رونمایی کرد و در حوزه تبدیل به برند شد و توانست سهم بازار خیلی زیادی را به خود اختصاص بدهد. شرکت لبنی هراز به عنوان پیرو با استفاده از یافتن فضای خالی رقیب، ماست با ظرف سفالی را به بازار ارائه کرد و توانست بازار هدف مناسبی به دست بیاورد.

 

۲ – یافتن فضای خالی با قیمت بالا:

یکی از بهترین جایگاه یابی و تمایزسازی، افزایش قیمت محصول برای برند شدن

می باشد.ولی به شرطی که یک محصول برای برند شدن این سه شرط را دارا باشد:

_ تثبیت جایگاهی گرانبها

_ ارزشمند بودن محصول

_ نخستین بودن در زمینه ای که مشتریان پذیرای برندهای گرانبها باشند.

 

۳- یافتن فضای خالی با قیمت پائین:

 با قیمت پایین هم می توان به عنوان راه حلی سودآور استفاده کرد. بعضی از محصولات مانند پوشاک را اغلب می توان با قیمت پایین تر از عرف به بازار عرضه کرد. زیرا مشتری پیش خود فکر می کند که اگر این محصول زیاد استفاده نکند، چندان ضرری نکرده و بهای گزافی بابت آن نپرداخته است.

 

۴- جنسیت:

جنسیت یکی از موارد عالی برای تمایز سازی و برندسازی است. مانند شامپوی مای، که با اشاره ویژه بانوان یا آقایان، توانست بازار هدف مناسبی را بدست بیاورد.

یا سیگار مالبارو که ویژه بانوان در آمریکا سیگار تولید کرد و توانست سهم بازار خیلی زیادی را در بازارهای بین المللی کسب کند.

 

۵_ سن:

یکی دیگر از موارد مهم در برندسازی، سن است مانند خمیردندان هایی که برندهای کلگید و کرست ویژه کودکان ساخته و بسته بندی می کنند.

 

۶_ زمان:

زمان هم امکان جایگاه یابی و برندسازی بالقوه ایست مانند برند نایکوئیل که نخستین مرهم سرماخوردگی شب هنگام، از این نمونه است.

 

چگونه برندها رهبر بازار باقی می مانند؟

 

چگونه برندها رهبر بازار باقی می مانند؟

همیشه برندی که برای نخستین بار وارد ذهن انسان می شود، به طور متوسط، دو برابر بیشتر از برند شماره ۲ و چهار برابر بیشتر از برند شماره ۳، سهم بازار را در اختیار دارد و این نسبت به سادگی قابل تغییر نیست.

به عنوان مثال طبق تحقیقات صورت گرفته در مقایسه فروش  بین کوکاکولا و پپسی کولا، از هر ۶۰ کوکاکولای فروش رفته، فقط ۴ بطری پپسی کولا به فروش می رود .چرا؟ چون کوکاکولا نخستین برندی است که در صنعت نوشابه سازی وارد ذهن مردم شده است.ویا شرکت غول پیکر IBM که دارای منابع بسیار زیاد علمی و تکنولوژی نسبت به شرکت زیراکس می باشد، وقتی ماشین های کپی را وارد بازار کرد، اتفاقی که افتاد از هر ۱۰ ماشین کپی زیراکس که فروخته می شد، یک ماشین کپی از IBM هم فروخته شد.

به طور قطع می توان گفت که شرکت هایی که برند می مانند به یک دلیل برند هستند و آن اینکه متعلق به پیشروهاست. اگر هیچ دلیل اساسی ای وجود نداشته باشد، مشتریان همان برندی را خرید می کنند که قبلا خرید کرده بودند. برندهای پیشرو، در کوتاه مدت کاملا آسیب ناپذیرند مگر اینکه به لحاظ سیاسی مورد قبول واقع نشوند (مانند شرکت ایران ناسیونال که بعد از انقلاب ابهت خود را از دست داد.)

نگرانی برای برندهای مطرح در دنیا، هرگز به امسال یا سال دیگر معطوف نمی باشد بلکه نگرانی آنها بیشتر برای آینده است که پنج یا ده سال آینده چه اتفاقی می افتد. برند ها برای پیشرو بودنشان باید در کوتاه مدت از جایگاه مطمئن در کوتاه مدت استفاده کنند.

از سوی دیگر یک برند مطرح در بازار، جایگاه رهبری را با واژگان مطرح خودش به وجود نمی آورد بلکه، آنها جایگاه رهبری  و برندسازی را با استفاده از واژگان مشتری می سازنند یعنی چیزی که به ظاهر متناقص می آید ولی این طور نیست.

به رخ کشیدن:

استراتژی که برندهای مطرح دنیا برای برندسازی در پیش گرفته اند، این است که تقویت مفهوم اصلی برند را پیاده سازی می کنند. یعنی تمام کمپین های تبلیغاتی و… برمبنای شعار برند طراحی و عملیاتی می گردد.

رصد همیشگی رقبا:

خیلی از برندها، به صرف برند بودن، زمانی که رقیبی کالای جدید را به بازار معرفی کرد، اغلب این پیشرفت رقیب را نا چیز می دانند. در حالی که برندهای پایدار، علاوه بر اینکه رقبا را همیشه رصد می کنند، ویژگی های جدید را نیز باید به خدمت بگیرند. مانند فیس بوک که  با توجه به پیشرفت اینستاگرام، آنرا به نفع خودش خریداری کرد.

 

پوشش با برندهای چند گانه:

اکثر برندهای مطرح در دنیا، برای حرکت های رقابتی خود، برند دیگری را معرفی می کنند و آن را تحت پوشش قرار می دهند.زیرا با استفاده از این استراتژی، اگر یکی از محصولات شرکت آسیب دید و بازار از خرید آن صرف نظر کرد، بقیه محصولات تولیدی آن شرکت که با نام های دیگر روانه بازار شده اند، آسیب نمی بینند.

 

 

چگونه یک برند در ذهن شکل می گیرد؟

 

 

چگونه یک برند در ذهن شکل می گیرد؟

 

تفاوتی میان ذهن و کامپیوتر وجود دارد و آن این است که هرآنچه به کامپیوتر سپرده می شود، در حافظه اش می ماند ولی قرار نیست هرآنچه که به ذهن سپرده شود در آن ماندگار باشد. در واقع ذهن یک واکنش دفاعی نسبت به حجم ارتباطات امروز، اطلاعاتی را که تشخثص نمی دهد کنار می گذارد و تنها اطلاعات جدیدی را می پذیرد که با شرایط کنونی اش مطابقت دارد.

اگر از دو نفر با دو عقیده مختلف خواسته شود تا مقاله ای درباره یک موضوع بحث برانگیز بخوانند، خواهید دید که هرکس فقط و فقط روی دیدگاه های خود اصرار دارند و نظر دیگری را قبول ندارند. در واقع هرکس چیزی را می بیند که میخواهد ببیند. یکی از اهداف اصلی تبلیغات، بالا بردن انتظارات است. به وجود آوردن این تصور ذهنی که محصول مورد نظر، همان چیزی است که مردم انتظار آن را داشتند. ولی اگر انتظاری خلاف آنچه هست، انجام دهید چون مردم انتظار آن را نداشتند، دیگر از شما خریدی نمی کنند. به یک دلیل ساده  ذهن انسان اطلاعاتی را که با دانش یا تجربه های قبلی اش همخوانی نداشته باشد، رد می کند.

یک نکته جالب راجع به ذهن، ذهن یک انسان نمی تواند به بیش از هفت واحد اطلاعات بپردازد، به همین دلیل است که هفت عدد آشنایی است که می توان به خاطر سپرد مثل عجایب هفت گانه، سفید برفی و هفت کوتوله. یک مشتری خیلی به ندرت می تواند بیش از هفت مورد یک محصول یا خدمات را به خاطر داشته باشد.

از سوی دیگر، زمانی که یک  برند یا محصول یا خدماتی در ذهن مشتری جا گرفت، دیگر به سختی می توان برند دیگری را جایگزین آن کرد به همین دلیل برای برند سازی یک محصول جدید باید به مشتری بگویید که این محصول نسبت به محصول رقیب، چه چیزی ندارد.

مثلا زمانی که برای نخستین بار اتومبیل  به بازار معرفی شد بنام کالسکه بدون اسب نامیده شد.این کار باعث شد  تا برند خودرو را در مقابل روش حمل و نقل جایگاه سازی کنند.

یا بنزین بدون سرب یا لاستیک بدون تیوب (tube less)، همه اینها برندهایی هستند که توانستند با استفاده از این تکنیک، جایگاه سازی کنند.

چطور به ذهن مشتری نفوذ کنیم؟

 

چطور می توانیم به ذهن مشتری نفوذ کنیم؟

در بازاری که به شدت رقابتی شده  که صد البته، روز به روز عرصه بر تولید کننده و فروشنده تنگ تر می گردد، هیچ چیز مهم تر از اتباط گرفتن با مشتری نمی باشد. زمانی که یک فروشنده بتواند رابطه خوبی با مشتری خود برقرار کند،  دروازه های خوشبختی را گشوده در برابر خود می بیند. آنچه به عنوان شانس تلقی می شود، معمولا همان رابطه موفقیت آمیز بین فروشنده  و خریدار می باشد و اساس برند سازی، همان رابطه خوب بین فروشنده و خریدار است.

گفتن مطلبی مناسب به فرد مناسب و در زمان مناسب، به قول افرادی که در ناسا مشغول به کارند، مانند پیدا کردن پنجره ای در فضاست.

جایگاه سازی، روشی سازمان یافته برای یافتن پنجره هایی در ذهن است و بر اساس این مفهوم بنا شده که ارتباطات ، تنها در زمان مناسب و در شرایط مناسب صورت می گیرد.

در جامعه ای که سراسر با ارتباطات و وسیله های آن اعم از انواع تبلیغات، اطرافیان، تلفن همراه و… اشباع شده است، شرکت ها برای موفق شدن باید در ذهن مشتری احتمالی خود جایگاهی به وجود آورند. جایگاهی که هم باید نقاط قوت و ضعف آن شرکت را در نظر داشته باشد و هم بتواند رقبا را رصد کند.

مهمترین راه برای ورود به ذهن انسان این است که نخستین باشید. می توانید ارزشمند بودن این قانون را با چند پرسش ساده از خود ثابت کنید

-نام نخستین کسی که به نابینایان خواندن و نوشتن یاد داد که بود؟ مرحوم باغچه بان. خوب،حالا نام دومین نفر چه بود؟

-نام نخستین ایرانی که مشغول به جهانگردی شد چه بود؟ برادران امیدوار. خوب، نام دومین نفر چه بود؟

-نام نخستین شاعر زن معاصر ایران جه بود؟ پروین اعتصامی. خوب، نام دومین زن شاعر معاصر ایران چه بود؟

-نام بلند ترین قله ایران چیست؟ قله کوه دماوند. خوب، نام دومین یا سومین قله بلند ایران چیست؟

 

نخستین چیزی که همیشه برای قراردادن پیام در ذهن احتیاج دارید، خود پیام نیست بلکه، ذهن است ذهنی که توسط نام دیگری پر نشده باشد. زیرا آنچه در تجارت صادق است، در طبیعت هم صادق است.

نخستین بودن، بهتر از بهترین است. این موضوع در برند سازی کسب و کارها هم صادق است.

جالب است بدانید که وفاداری به یک برند به همان ترتیبی به وجود می آید که وفاداری به همسر در ازدواج شکل می گیرد.

چگونه برای برند شدن در ذهن مشتری جایگاه یابی کنیم؟

 

چگونه برای برند شدن  در ذهن مشتری جایگاه یابی کنیم؟

در گذشته برای فروختن یک محصول نیار به تبلیغات بود ولی اکنون با توجه به هجمه تبلیغات دیگر نمی توان مانند گذشته به این استراتژی اکتفا کرد.

ولی الان با ایجاد ذهنیت فردی نسبت به یک محصول مثل لوکس، ارزان،گران، محکم، قوی، زیبا و…. به فروش محصولات کمک اساسی کرد.

جایگاه سازی با یک محصول آغاز می شود. یکی کالا ، نوعی خدمات شرکت؛ آژانس فرد یا شرکت.

جایگاه سازی فعالیتی نیست که صرفا روی محصول صورت بگیرد بلکه مجموعه فعالیت هایی است که روی ذهن مشتری صورت می گیرد تا محصول مورد نظر را با خصوصیتی شاخص، در ذهن وی شکل بگیرد. جایگاه سازی برای برندینگ محصولات، تغییرات کلی در ظاهر محصول، قیمت، بسته بندی و… به وجود می آورد. این تغییرات به طور عمده نقش تزئینی دارند که برای تامین جایگاهی ارزشمند در ذهن مشتری استفاده می شود.

امروزه، برای موفق بودن، باید اصل مطلب را با حقیقت لمس کرد و این همان چیزی است که در ذهن مشتری جای دارد.

متاسفانه ، امروزه خلاق بودن و تلاش برای به وجود آوردن آنچه پیش تر در ذهن وجود نداشته، روز به روز سخت تر شده است.رویکرد اصلی جایگاه سازی برای برند شدن استفاده از موردهایی است که پیش از این در ذهن بوده و در واقع محکم کردن ارتباطاتی که از قبل وجود داشته اند.

زیرا ذهن انسان به طور طبیعی، به یک مکانیسم دفاعی در مقابل حجم عظیم ارتباطات امروزی تبدیل شده و به صورت غربالگردی و رد اطلاعات دریافت شده می پردازد. به طور کلی، ذهن آن بخشی را می پذیرد که با دانسته ها و تجربه های قبلی اش، همخوانی داشته باشد.

بیش از میلیاردها ریال برای تغییر فکر مردم توسط تبلیغات هزینه شده است. غافل از اینکه، وقتی ذهن تصمیمی می گیرد، تغییر دادن آن واقعا غیر ممکن به نظر می رسد و با اطمینان می توان گفت که چنین تغییری هرگز با نیروی ضعیفی مانند تبلیغات صورت نمی گیرد.

بهترین روش برای نفوذ به جامعه ، ایجاد و پخش پیام های ساده می باشد. زیرا مغز بیشتر به دنبال ساده ها می باشد تا پیچیده ها. در ارتباطات هم مانند هنر معماری، کمترین، بیشترین تاثیر رادارد . پس برای اینکه بتوانید پیامتان را در ذهن مشتری وارد کنید، باید از روش ساده انگارانه استفاده کنید.

 

 

استراتژی های بازاریابی در شرایط رکود اقتصادی( قسمت دوم )

 

 

هشت استراتژی بازاریابی در شرایط سخت:

 

استراتژی پنجم: تقویت محصولات قوی و کنار گذاشتن برندهای ضعیف

 

وضعیت مالی تمامی شرکت ها حتی شرکت های بزرگی مثل بوئینگ و پروکتل اند گمبل و… در شرایط سخت وخیم تر شده و بودجه های بازاریابی شان را به اجبار کاهش می دهند، بنابراین شرایط سخت شرایطی نیست که بخواهیم روی برندهای فرعی و ضعیف سرمایه گذاری کنیم. بنابراین باید بودجه برندهای فرعی را به برند اصلی اختصاص داد زیرا هرچقدر برند اصلی قوی تر باشد، مانع تضعیف آن در شرایط سخت می شوید.

 

استراتژی ششم: حفظ وعده های اصلی برند

با توجه به افزایش حساسیت مشتریان در شرایط سخت اقتصادی و کاهش اعتماد انها به شرکت ها، خیلی از برندها برای کاهش هزینه های خود، وعده های خود را فراموش می کنند و به آن عمل نمی کنند. این بهترین زمانی است برای کسانی که می خواهند برند بشوند و نشان دهند که شرایط برای آنها عادی است و به وعده ها و استانداردهای خود عمل می کنند.

بهتر است از کمپین های ویژه برای نشان دادن پایبندی برندتان به اصولی مثل ایمنی مشتری، سلامتی مشتری، خوش قولی در تحویل و … بسازید و در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

 

استراتژی هفتم:افزایش یا حداقل عدم کاهش بودجه بازاریابی

 

کاهش بودجه بازاریابی در شرایط سخت اقتصادی مثل این می ماند که خودرویی را که قصد سبک کردن آن را دارید، باک بنزین را از بدنه خودرو جدا کنید در شرایط سختی که رقبا منتظر هستند تا ضعف نشان بدهید تا وارد بازارتان بشوند و مشتریان شما را جذب کنند، اصلا ایده خوبی نیست.

بنابراین بهتر است بودجه بازاریابی خود را افزایش دهید.

 

استراتژی هشتم: کنار گذاشتن برنامه های بازاریابی غیر ضروری

بهتر است در شرایط سخت مسئولانه تر برخورد کنید و خودتان برنامه های بازاریابی، تبلیغاتی و برندینگ که ضروری یا فوری نیست را شناسایی و متوقف کنید

برنامه های غیر ضروری ، برنامه هایی هستند که:

_ به افزایش سریع فروش شما کمکی نمی کنند.

_ به جذب مشتری کمکی نمی کنند

_ به حفظ مشتریان فعلی کمکی نمی کنند

_ به برگرداندن مشتریان از دست رفته کمکی نمی کنند.

 

موفق باشید

استراتژی های بازاریابی در شرایط رکود اقتصادی ( قسمت اول)

هشت استراتژی بازاریابی در شرایط سخت:

 

استراتژی اول: حفاظت از سهم شرکت در بازارهای اصلی

خیلی از صاحبان کسب و کار که زیر ساخت های مناسب بازاریابی و برندینگ مناسبی ندارند به فکر گران کردن محصولات خود جهت پوشش هزینه ها هستند، غافل از آنکه بازار دنیا و ایران دو مشکل اساسی دارد که عبارتند از:

رکود اقتصادی و کرونا در ایران

که باعث کاهش چشم گیر فروش شده است. بنابراین:

به هیچ وجه نه تنها نباید طمع افزایش قیمت محصولات داشته باشیم، بلکه مراقب نفوذ رقبا در بازار خودمان هم باشیم چون رقبای اصلی با استفاده از استراتژی های بازاریابی و استراتژی های برندینگ مناسب، به راحتی سهم بازار بیشتری به دست می آورند. به صاحبان کسب و کار توصیه می کنم که یک تیم ویژه برای رصد فعالیت های رقبا در بازار تشکیل دهند تا علاوه بر رصد و تغییر استراتژی فروش، بتوانند سهم بازار خود را حفظ کنند.

 

استراتژی دوم: حمله به سهم بازار رقبای ضعیف تر

با توجه به رصد رقبا و شناسایی رقبایی که بودجه تبلیغاتی خود را حذف یا کم کرده اند ، همچنین رقبایی که مجبور به کاهش تعدیل نیرو های خود شده اند، کسب و کارهایی هستند که زیرساخت های لازم و مناسبی برای دوران رکود نداشته اند، بنابراین می توان به راحتی سهم بازار آنها را به دست آورد.

ضمن اینکه این شرکتها عمدتا برای تامین بهموقع کالاهای خود به مشکل برخورد کرده اند و توان تولید ندارند.

 

استراتژی سوم :درک تغییر خواسته های مشتری نه نیاز مشتری:

خیلی از مشتریان خواسته های جدیدتری دارند و متاسفانه بسیاری از صاحبان کسب و کار از آن غافل اند مثل کاهش هزینه ها به لحاظ مالی، زمانی ، فیزیکی ، روانی ، قبل حین و بعد از فروش.

اکثر این خواسته ها بر اساس محور احترام می باشد که متاسفانه اکثر صاحبان کسب و کار از انجام آن سر باز می زنند. یکی از بهترین استراتژی های برندینگ، پیاده سازی CEM Customer Experience Service می باشد.

 

استراتژی چهارم: عدم تخفیف روی برند اصلی

 

ارائه تخفیف روی برند اصلی و سودآور به دلیل شرایط سخت، حاوی دو پیام می باشد

۱- قیمت های ما پیش از این بالا بوده و محصولی که خریده بودید، آن قدر نمی ارزیده است.

۲- اگر با عادی شدن  شرایط، باز هم از ما نخرید، مجبور می شویم بیشتر تخفیف بدهیم

که در هر دو صورت، منجر به کاهش سود و ریزش شدید مشتری می گردد. پس راهکار چیست؟

راهکار، جذب مشتریانی که به قیمت حساس هستند، و تخفیف روی برند فرعی و ارزان نه برند اصلی. به مشتری می توان گفت که این محصول تخفیف ندارد ولی فلان محصول ما چون شما هستید، با قیمت پایین تری عرضه می گردد و به این ترتیب، هم به مشتری احترام گذاشته اید و هم اینکه سود خود را حفظ کرده اید.

به خاطر داشته باشید که شرایط سخت به این زودی پایان نمی یابد پس بهتر است سریع تر یک برند ارزان تر را برای خودتان طراحی کنید.

چگونه نام برند خود را درخشان کنیم؟

چگونه نام برند خود را درخشان کنیم؟

خیلی از کسب و کارها برای مشهور کردن نام خود، شروع به تبلیغات با هزینه های سرسام آور می کنند. این روش در گذشته کاملا درست بود که استفاده از بودجه سنگین تبلیغات، کلید اصلی ساختار معروف بودن و برند بودن بود ولی امروزه این شیوه دیگر پاسخ نمی دهد چرا که امروزه در دنیایی زندگی می کنیم که تار و پود ارتباطی آن به گونه ای فشرده ، به هم بافته شده است. جایی که هر روز برای هر یک از ما صدها پیام تبلیغاتی می رسد، دیگر تبلیغات جواب نمی دهد.  بسیاری از شرکت های دنیا، با کمترین هزینه برند شده اند مانند  اپل. بودجه تبلیغاتی اپل کمتر از یک میلیون دلار در سال است برای شرکتی که سالانه بیش از سه میلیارد دلار درآمد دارد.

از طرفی با توجه به نیاز به نوآوری در سطح دنیا، اگر محصولی یا برندی، توانایی کسب معروفیت و مطلوبیت را دارا باشد، در رسانه های گوناگون مطرح می شود.

بنابر این، بهترین روش کسب معروفیت ، نخست بودن است یعنی نخستین نام تجاری در یک طبقه بندی کالا یا خدمات

اولین موتور جستجو گر: گوگل

اولین پارچه ضد آب: گورتکس

اولین فروشگاه مجازی در ایران: دیجی کالا

اولین آژانس کرایه اتومبیل مجازی در ایران: اسنپ

تمامی این نام های تجاری وبسیاری دیگر، پیشگامان صنعت خود بوده اند و در طول مسیر خود با معروفیت گسترده ای روبه رو شدند.

ضمن اینکه رابطه زیادی میان این دو وجود دارد. رسانه های خبری و شبکه های اجتماعی درصدد آن هستند که در مورد امور تازه و نو ظهور صحبت کنند. یعنی آنچه نو است و آنچه مهم است . هر زمان که نام تجاری محصول شما بتواند به اشاعه خبرهای تازه بپردازد، مطمئن باشید که معروف خواهید شد . بهترین روش خبر سازی اعلام یک مقوله جدیدی است که مشتریان نیز بپسندند نه یک کالای جدید.

آنچه دیگران در مورد نام تجاری شما می گویند به مراتب مهم تر و قوی تر است از آنچه صاحبان کسب و کار در مورد محصولشان تبلیغ می کنند. به همین دلیل است که کسب معروفیت، به مراتب مهمتر و موثر تر از تبلیغات می باشد.

تمامی شرکت های مطرح در سطح دنیا،مانند دل، کامپک، اپل، اراکل و… نخستین بار به دلیل آنچه که دیگران درباره آنها صحبت کرده بودند، مطرح شدند نه از طریق تبلیغات.

نتیجه، برای مطرح شدن  کسب و کار و یا محصول، نخست باید کاری کرد که آن شرکت یا محصول معروف شود و این کار با استراتژی های برندینگ، صورت می گیرد.